شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
38
نفثة المصدور ( فارسى )
ملك و سلطنت بانتها آمده ، داعى « 1 » اضطراب آيت « تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ » * « - 1 » 173 بر سر كار « 2 » خوانده ، و ناعى انقلاب ، هذه دولة قد تولّت 174 ، ندا درداده ، اتّفاقات موافق ، كه نتيجهء سعادات تواند بود ، و ألدّولة اتّفاقات حسنة 175 ، برعكس معهود مخالف ، مؤاتات كار ، كه بدان بر مرادات قادر توان شد ( ع ) و الجدّ يغنى عنك لا الجدّ بر خلاف سالف 176 . اى دوست ، در خزان أمانى كامرانى توقّع كردن نادانيست ، و در برگريز آمال شكوفهء اقبال انتظار بردن آرزوى محال . فى الجمله ، پيشروى « 3 » كه عمدهء كار و عدّهء استظهار بود ، أستغفر اللّه ، چه عمده ؟ ! و كدام استظهار ؟ ! ( ع ) و ما حال قوم 177 أنت أشجعهم قلبا ؟ ! بثيّبى حيض ناديده 178 ، و بالغى به مردى نارسيده ، رسيده بود ، و لشكرى را كه در صدد مقدّمى ايشان بود ، بازآورده ، كه : « تاتار از حدود شهريار رى « 4 » 179 مراجعت كرده است . » و من
--> ( 1 ) هت ، كر : بانتها و دواعى ، سى : بانتها داعى ، مى : بانتها آمده و دواعى ، بنابرين ، متن تلفيقى است از دو نسخهء « مى » و « سى » ( 2 ) سى : سروكار ( 3 ) مى : پيشروى كه عمده و كدام استظهار ، بنابرين ، از « مى » كلماتى چند افتاده است . ( 4 ) چنين است در همهء نسخ ، ظ : منازجرد ، ر ك : مقدّمهء كتاب حاضر ؛ مقالهء علّامهء فقيد ، مرحوم قزوينى ، ذيل عنوان : « جدول مقايسه بين بعضى فقرات مشتركه بين نفثة المصدور و سيرة جلال الدّين » ( - 1 ) قرآن كريم 2 / 134